انتفاضه ملت عرب- عادل عباسی رُبیخه -قسمت أوّل
كتبهاابوهانی ، في 22 يونيو 2007 الساعة: 11:06 ص
انتفاضه ملت عرب
عادل عباسی رُبیخه
تاریخ نشر: 2006 میلادی
تقدیم به شهدای انتفاضه ملت عرب
ا ب ت ث ج ح خ د ذ ر ز س ش ص ض ط ظ ع غ ق ک ل م ن و ه ی
هر متون و تئوری و هر تغییر و تحول و انتفاضه ای که دارای ماهیت واقعی و بر اسلوب علمی و عینی جامعه و طبقات اجتماعی آن مبتنی باشد, ماندگار و جاودانه خواهد ماند.
ع. ع. ر
مقدمه:
انتفاضه خواست و اراده ملت عرب است که طی هشت دهه قربانی ایدئولوژی و ناسیونالیسم افراطی و توسعه طلبی دولت ایران گردیده است. پذیرش حقایقی دال بر شرایط موجود که تهدیدی برای امنیت ملی ملت عرب – منافع – مصالح و تمامیت ارضی آن از سوی اشغالگران نظامی – سیاسی منطقه بشمار می رود, فائق آمدن و فروپاشی حصار کنونی که در جهت غارت منابع طبیعی و زیر زمینی و ترویج و گسترش اهداف استعماری مذهب صفویه و نیات شوم و پلید توسعه امپراطوری ایران در رأس آنها دولت ایران – ولی فقیه ( شخص ) و ولایت فقیه ( نهاد حقوقی – سیاسی ) می باشد. عبور از آن در چارچوب انتفاضه ست که بیان واقعیت روز منطقه و حقایق موجود آنست.
انتفاضه خارج از اراده و پیش بینی تئوکراتیسم های حاکم بر ایران می باشد و این در شرایطی است که دولت جمهوری اسلامی ایران, ولی فقیه و ولایت فقیه تلاش و کوشش خود را مهیا و بهره گیری و بهره برداری از اوضاع آشفته و نابسامان عراق که حاصل اهداف و استراتژی جمهوری اسلامی بشمار می رود و با اعزام تعداد کثیری از نیروهای اطلاعات و عملیات به برون مرز با هماهنگی فیلق بدر حزب الدعوة ( حکیم ) و تثبیت موقعیت نیروهای وابسته به جمهوری اسلامی در وسط عراق و جنوب آن و سمت و سوی تحولات در جهت منافع و مصالح خویش و تحقق استراتژی و دکترین و بازماندگان مذهب صفویه و تاسیس پلی بسوی گسترش نفوذ و اهداف استعماری و نظام آپارتایدی جمهوری اسلامی, ولی فقیه و ولایت فقیه در خاورمیانه ( عراق, سوریه, لبنان, اردن, فلسطین ) و گسترش عقاید و افکار و رسوم منحط مذهب صفویه و روحانیون وابسته به جمهوری اسلامی و گسترش امپراطوری خویش در لوای اسلام و ولایت فقیه و عامل رئیسی و نقطه ثقل ثبات و امنیت و ایفای نقش تخریبی و سلبی در عراق با پشتوانه عناصر نفوذی و نیروهای وابسته به خود در حکومت فعلی عراق و جنوب آن ( بصره ) و گسترش نفوذ خود در حوزه علمیه نجف و ترویج عقاید و افکار مذهب صفویه که گرایش بسوی ناسیونالیسم فارس و زائیده فرهنگ و تفکرات تابع آن می باشد. آموزش و تدریس زبان فارسی یکی از موارد آن بشمار می رود.
از سوی دیگر رهبران جمهوری اسلامی خواهان گسترش منطقه ی نفوذ و ایفای نقش سیاسی – اجتماعی – فرهنگی روحانیت شیعه در عراق و ایجاد سد و مانعی در برابر احیاء و گسترش مجدد ناسیونالیسم عرب پس از اشغال عراق و شرایط فعلی هستند. هدف آنان نفوذ در مراکز دولتی و حکومتی و تصمیم گیرنده ی عراق و گسترش نفوذ روحانیت شیعه وابسته به دولت جمهوری اسلامی ایران و نافذان اوامر و دستورات طهران و استراتژی و دکترین دولت جمهوری اسلامی و گسترش امپراطوری ولایت فقیه در خاورمیانه می باشد.
اوضاع ناهنجار و بسیار بد اقتصادی – اجتماعی – سیاسی است که سرنوشت بسیاری از معادلات را رقم خواهد زد و جمهوری اسلامی را درگیر معضلات پیش روی قرار خواهد داد. که در نتیجه تاثیر بسزائی در اتخاذ تصمیم گیری ها خواهد داشت.
نارضایتی از وضعیت بد اقتصادی و روند رو به توسعه آن که با هدف قرار دادن دو قشر بالفعل و سرنوشت ساز, قشر متوسط ( فرهنگیان – پرسنل ادارات ) و قشر پائین جامعه تحصیل کرده و جوان و کم در آمد را در بر می گیرد, بیش از 70% جمعیت کشور را شامل می شود.
سرنوشت و آینده ی ملت های جغرافیای ایران که با عدم پذیرش شرایط فعلی و نفی سیستم و دولت, خواهان تحقق اهداف و آمال شان بر اساس حق تعیین سرنوشت خویش, یعنی یگانه راه حلی که درمستقبل سرنوشت سیاسی – اجتماعی – اقتصادی – فرهنگی طبقات اجتماعی مورد نظر جغرافیای ملت ها را تشکیل و ترسیم می نماید, در گرو مبارزه و پیکار در برابر استثمار و عبودیت انسانها و تبعیض نژادی حاکم بر جامعه است.
در شرایط کنونی آنچه حائز اهمیت است و مرحله مابعد شناخت ماهیت و عمل کرد دولت جمهوری اسلامی ایران, ولی فقیه و ولایت فقیه را تشکیل می دهد, احیاء, ترویج و گسترش فرهنگ شناخت تمییز در جامعه است. و در کلیه ابعاد آن, از جمله داد و ستد – معامله – روابط روزمره اجتماعی – اقتصادی – فرهنگی – سیاسی در سطح منطقه است.
مرحله ای که در انقلاب الجزائر نقش و جایگاه مهمی در تفکیک دو عامل متضاد یکدیگر در ابعاد مختلف آن و در محاصره قرار دادن نیروی اشغالگر و مهاجر بشمار میرود و بهترین و کارسازترین سلاح مقاومت در برابر چنین نیروئی و راهکار ایجابی انتفاضه می باشد.
در چنین مقطع و مرحله ای است که قدرت و اراده تصمیم گیری و موضع گیری مردم تقویت و مورد ارزیابی و سنجش قرار خواهد گرفت. ( صفحات 26 تا 29 ) گواه چنین ادعائی است.
پرونده اتمی ایران و امریکا – اروپا و ارجاع پرونده اتمی به سازمان ملل و اتخاذ تصمیم نهائی مواردی است که نقش تعیین کننده ای در سرنوشت و آینده ایران ایفاء می نماید.
موقعیت استراتژیک ایران بر شمال خلیج و کشورهای نفت خیز در معادلات امنیتی و صدور نفت و ثبات منطقه خلیج و انجام عملیات تخریبی از سوی عوامل جمهوری اسلامی در کشورهای خلیج, عامل بسیار مهمی در برابر بی ثباتی و بی امنیتی و هرج و مرج از سوی دولت جمهوری اسلامی ایران, ولی فقیه و ولایت فقیه و شورای مصلحت نظام را بدنبال خواهد داشت.
الاهواز- الاحواز منطقه مهم واستراتژیک جغرافیای ایران بشمار میرود و ز موقعیت ژئوپولتیک و ژئواستراتژیک و دارا بودن منابع غنی نفت – گاز – از اهمیت و موقعیت استثنائی برخوردار می باشد و دارا بودن چنین ویژگیهائی بر اهمیت و حساسیت آن افزوده است که دولت ایران, ملت عرب را دشمنان این آب و خاک قلمداد می نمایند که بکارگیری و استفاده از چنین تعابیری, بدلیل ترس از ازدست دادن منابع و استثمار و غارت و چپاول منطقه است.
منطقه ای مهم و استراتژیک برای ملت عرب و مصالح و منافع ملی آن بشمار می رود.
تغییر بافت جمعیتی و دیموگرافی و آسیمیلازاسیون نمودن منطقه و بهره برداری از منابع ملی و غنی نفت و گاز- آب – زمین های کشاورزی و حاصل خیز منطقه در شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران و تئوکراتیسم های حاکم بر جغرافیای ایران و طی حکمی از سوی معاونت اطلاعات و عملیات ستاد کل نیروهای مسلح به وزیر کشاورزی وقت ابلاغ و خواستار تحقق آن گردیدند. طرح استعماری نیشکر و غصب زمینهای کشاورزی در این راستا و هدف می باشد.
سیل مهاجرت غیر بومیان به منطقه و اتخاذ شیوه استخدام و گزینش در طهران جهت اشتغال در مراکز صنعتی و اداری در منطقه و انحراف مسیر آب رودخانه کارون از سرچشمه آن – تعییر بافت جمعیتی و ساختار اجتماعی منطقه با عنوان عمران و سازندگی و آبادانی مناطق فرسوده و قدیمی و تعویض و تخریب آنها.
ملت عرب در طی هشت دهه اشغال نظامی – سیاسی منطقه, شاهد و قربانی توسعه طلبی ها و اهداف نژاد پرستانه بیشماری از سوی دولت جمهوری اسلامی, مذهب صفویه و شوونیسم فارس می باشد. تحقق چنین اهدافی در راستای استراتژی و دکترین و استثمار آنچه که در فرهنگ و فلسفه اشغالگر معنا و مفهوم یافته و در ابعاد سیاسی – اقتصادی – فرهنگی – اجتماعی جامه عمل پوشیده است و از هیچ کوششی در جهت تغییر دیموگرافی و نفی بقاء و هویت ملت عرب دریغ نورزیده اند و کماکان به اهداف شوم و پلید خویش ادامه می دهند.
اهداف نژاد پرستانه و توسعه طلبانه دولت ایران در منطقه تازگی نداشته و بر اساس شرایط و تحولات منطقه متوسل به تاکتیک و تغییر جهت داده و اهداف خویش را که تابع استراتژی و دکترین دولت ایران است مجددا دنبال می نماید.
ملت عرب هرگز تسلیم اراده و خواست اشغالگران نظامی – سیاسی منطقه و ایادی آنان نخواهد شد و در برابر آنان مقاومت و استمرار انتفاضه را یگانه راه حل تا تحقق اهداف و خواسته های بر حقش ادامه خواهد داد. و اشغالگران را ناچار به پذیرش واقعیت های موجود منطقه و اراده و خواست مشروع و برحق ملت عرب بنماید.
ملت عرب خود صاحب قرار و تصمیم گیرنده سرنوشت و آینده منطقه با توجه به دارا بودن ویژگیهای دیرینه مبارزات خویش بر علیه دولت ایران و موفقیت های اقتصادی – سیاسی و سرنوشت ساز و تغییر و تحولات منطقه ای و اقلیمی و تاثیرات و اهمیت آن بر دولت ایران عیان و آشکار می باشد. اتخاذ مواضع و تصمیم گیری سیاسی در نشست ها و میزگردها و تجمع ملت های جغرافیای ایران می بایست بر اساس و مبنای خواست و موقعیت و اراده ملت ها جستجو نمود نه بر اساس خواست طیفی از تشکل های خارج از وطن ( الاحواز ) بررسی و پیگیری نمود.
هر ملتی خود سرنوشت و آینده خویش را عهده دار می باشد و همسوئی و همگامی با ملت های جغرافیای ایران بخشی از استراتژی مبارزات ملت ها بشمار می رود و نه در بر گیرنده کلیه اهداف و خط مشی و راهکارهای آن.
وحدت عمل سیاسی طیف های خارج از ایران در شرایط کنونی ضروری می باشد و تصمیم گیرنده سرنوشت آینده ملت ها و ساختارهای سیاسی بر اساس تفاهم و اتحاد عمل در چارچوب معین و مشخصی در حیطه برنامه ریزی مدون و راهکارهای متناسب با اوضاع منطقه ست, چنانچه در بر گیرنده منافع و مصالح ملت ها می باشد قابل پذیرش است و تصمیم گیری های سرنوشت ساز و نهائی بعهده ملت های جغرافیای ایران است.
ضروری بودن وحدت عمل سیاسی به لحاظ موقعیت ها و فضای باز سیاسی و مکتب های بین المللی و شخصیت های مسئول در جهت افشای عمل کردها و جنایات و ماهیت دولت ایران و توجه عموم جهانیان به اوضاع تأسف آور درون ایران, مبارزه ای بر اساس حسن تفاهم و دارای اسلوب و برخورداری از انسجام کلیه طیف های خارج با دیدگاهها و برداشت های متنوع و دارای هماهنگی لازم در برخورد با رویدادهای داخل و خارج و صدور بیانیه مشترک با دیدگاههای مشترک حول هدف واحد در برابر دشمن مشترک و جبهه واحد با توجه به شرایط نوین و موقعیت کنونی ایران و ملت های جغرافیای ایران راهگشای فضای کنونی و احزاب و سازمانهای درون ایران باشد و تاثیر گذار و تاثیر پذیر تحولات درون و نقش و جایگاه خویش را در پروسه کنونی جستجو و مورد ارزیابی دقیق تجزیه و تحلیل نموده وجود جبهه واحد و در برگیرنده طیف وسیعی از تشکل های جبهه, سازمان – حزب و نیروی مستقل در شرایط حاد کنونی بیان گر عمق واقع بینی و درک اوضاع حساس و نقش و جایگاه نیروهای واقع بین و واقع گرا در تحولات و میزان قدرت ارزیابی اوضاع و موقعیت خویش و نیروی شرکت کننده می باشد.
در چنین شرایطی نیروئی موفق و سربلند میدان مبارزه است که همگام با شرایط عینی جامعه و استفاده صحیح از موقعیت های بدست آمده ضامن موفقیت و رهبری بشمار خواهد آمد و ضرورت های پیش آمده عامل بالقوه و بالفعل وحدت و تشکل بشمار می رود. در این مقطع و شرایط جریاناتی که دارای دیدگاهها و وجوه مشترکی باشند یکدیگر را خواهند یافت.
انتفاضه تحولاتی را بهمراه خواهد داشت. تحولات بدست آمده مدیون تغییراتی کمی و کیفی است. اصل عبور و پشت سر گذاشتن تغییرات تدریجی بسوی تغییرات بنیادین و ریشه ای و اساسی تحولات اجتماعی – سیاسی – فرهنگی و اقتصادی است. و در مراحل مختلف و شرایط گوناگون عملی گردیده است.
با توجه به شرایط عینی منطقه و ضرورت تغییر و تحولات در سطوح و طبقات اجتماعی که مبرم ترین عنصر و رکن انتفاضه و خواست و اراده ملت عرب می باشد و نیاز و درک چنین ضرورتی بر مبنا و پایه و اساس استراتژی و دکترین و اهداف آپارتایدی دولت ایران طی هشت دهه حرمان و غارت و چپاول برکات منطقه می باشد.
الاحواز – الاهواز و حلقه تنگ محاصره اقتصادی و سرکوب و خفقان سیاسی و نفی و نابودی فرهنگ ملت عرب و فروپاشی بافت و ساختار اجتماعی منطقه طی هشت دهه اشغال نظامی – سیاسی دولت ایران به ارمغان آورده است و انتفاضه ملت عرب محصول چنین برداشتی است.
انتفاضه کنونی مدیون تجربیات و مبارزات سالیان گذشته است. عدم تشکل و انسجام طبقات اجتماعی شهری و روستائی و عدم برخورداری از تناسب قوا و نیروی لازم در رویاروئی و برخورد با اشغالگران نظامی – سیاسی و عدم رهبریت مستمر و قیادی در طول پروسه مبارزات هشت دهه گذشته و حال می باشد و با درک و شناخت چنین خلائی و همگامی طیف سیاسی داخل و خارج وطن الاحواز – الاهواز در جهت رفع و برطرف نمودن عمود انتفاضه که ضروری و حیاتی بودن سه رکن رهبریت – تشکل و انسجام در جهت استمرار پروسه انتفاضه در ساختمان آن و شکل و شیوه کنونی اش که به شیوه بریده و منقطع و پراکندگی در نحوه عمل و اجرای تظاهرات و راهپیمائی ها و گرامیداشت در مناسبت های خاص در زمان واحد و مناطق مختلف عدم سه رکن مذکور را لمس و مشاهده نمود منطقه برای خیزش عظیم دارای پتانسیل و انرژی لازم را دارا می باشد. تاکید بر ضرورت های عینی و کاستی های جامعه و سیاست و اهداف دولت ایران و موقعیت سیاسی و دیپلماسی آنرا در سطح بین المللی پیگیری نمود و آنچه در جهت منافع و مصالح ملی ملت عرب است, بکار گیریم و بهره برداری صحیح و مناسب را بدون آسیب پذیری دیگر جناح های درگیر با دولت ایران, بدنبال کسب آراء و جایگاهی در مکاتب مطرح و رسمی بین المللی تحصیل نمائیم و ملت عرب را از حصار کنونی که ساخته و پرداخته دولت ایران – اشغالگران نظامی – سیاسی منطقه است بیرون آمده و با مطرح نمودن و تثبیت قضایا, موقعیت و سرنوشت منطقه, آنرا در حوزه سازمان ملل و مراجع قانونی بسط و گسترش نمائیم.
تحرکات طیف سیاسی خارج از وطن الاحواز – الاهواز نشان از خانه تکانی گسترده و درک واقعیت های موجود و تشکل های موجود و سنجش و ارزیابی آراء و تفکرات بخش های فرهنگی و سیاسی در سطح اروپا قابل تعمق بوده – ضرورت بر وحدت عمل سیاسی و یکپارچگی و هماهنگی در پیگیری و مساعدت و یاری رساندن در ابعاد مختلف آن مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفت.
ارتقای سطح دانش سیاسی و تئوریک و پراتیک هر کدام بنا به موقعیت و قدرت مانور و تحرک و تمرکز بر این گونه موارد را نباید از قلم انداخت و تاثیر گذاری و تاثیر پذیری آنها را در ساختارهای اجتماعی و سیاسی جامعه هویدا است.
وحدت عمل بر اساس تفاهم و اشتراک عمل حول یک محور و خواست واحد ملت عرب و پشت سر گذاشتن بخش مهم و اساسی و کاستی های جامعه و درک شرایط موجود و تحلیل عینی و واقعی اوضاع اجتماعی – سیاسی و در برگیرنده طیف وسیعی از طبقات اجتماعی و طیف سیاسی و خلق تناسب قدرت ملی ملت عرب و صف آرائی و تشکل و انسجام در برابر دولت ایران اشغالگران نظامی – سیاسی منطقه است. مقطعی بودن وحدت عمل طیف سیاسی, دلالت بر استمرار و پیگیری مشترک در پروسه انتفاضه و اتخاذ رأی واحد و تصمیم گیری های بعدی و مقاطع آن نخواهد بود. اتحاد عمل طیف سیاسی در پروسه انتفاضه شکل خواهد پذیرفت و تحقق خواهد یافت چرا که ضرورت چنین وحدتی اگر چه مقطعی بوده لکن حیاتی و در خدمت منافع و مصالح ملت عرب بشمار می رود.
درک پروسه انتفاضه و انطباق با آن دلیل واضح و آشکار شناخت و درک شرایط و همسوئی با اوضاع درون وطن الاحواز – الاهواز خواهد بود.
هر تشکلی دارای مرامنامه و اساسنامه و استراتژی کوتاه مدت و استراتژی دراز مدت و ابعاد آن می باشد و دارای تاکتیک مشخص در شرایط مشخص شکل می گیرد. مشارکت و همسوئی و پیوند و وحدت عمل طیف های سیاسی دلیل بر تخلی و عقب نشینی از مواضع و دیدگاههایشان نخواهد بود. بلکه پذیرش وحدت صفوف و اتخاذ مواضع و مواقف مشترک در برابر دولت ایران می باشد. ضرورت چنین پیوند و اتحاد مقطعی را دو چندان نموده است ( می نماید) و منشاء تحولات پیش روی خواهد بود و افت و خیزهای کنونی انتفاضه و فراز و نشیب های آن حامل درس های آموزنده و دست آوردهای گران بهائی خواهد بود. موفقیت یا عدم موفقیت و دست یابی و رسیدن به هدف از اهمیت موضوع و اراده و انتفاضه نخواهد کاست و اصل اثبات وجود ماهیت و جوهره قضیه یا هدف و قوه دافعه آن ( ملت عرب ) می باشد که بمثابه اصل و هدف مطرح و شناخته شده است و انتفاضه انفجار اجتماعی ملت عرب در برابر اشغالگران نظامی – سیاسی منطقه است.
18 - 6 - 2007
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
التصنيفات : غير مصنف | أرسل الإدراج | دوّن الإدراج
























