عاش الاحواز


گردكى باجهاى سيخكى … !-سایت الاحواز

كتبهاابوهانی ، في 26 أكتوبر 2008 الساعة: 18:47 م

گردكى باجهاى سيخكى … !

 

 

حدود بيش از چهل سال پيش وهنگامه هاى طرح شعار پيش بسوى تمدن بزرگ از سوى شاهنشهيان اريار مهرى،بحثهاى داغى بين كارشناسان زبان فارسى در جريان بود .

گو اينكه مانع و رادع  بزرگ نرسيدن به تمدن بزرگ ، همانا اين مشكل بود و بس !

 

بحثهاى مستمر اقايان كارشناس بر دو محور در جريان بود .

1ــ رسم الخط زبان فارسى

در اين  باب،معضل يكي بود دوتا شد. كارشناسانى معتقد بودند كه كلمات مركب  بايستى جدا از هم نوشته شوند . چه انهائى را كه بصورت پیشوند باشند و چه پسوند،و حتى حروف جمع …  

مانند : مى نويسم ، پیش کش ( هديه )،كتاب ها …

 

 عده اى بر عكس بر اين اعتقاد بودند كه  كلمات مركب هرچه باشند ، مى بايد متصل ( رويهم ) نوشته شوند . مانند : مينويسم ، پیشكش ، كتابها …

 

اين گونه نظريه پردازيها،مشكلى بر مشكلات عديده ى شاگردان مدارس خصوصا شاگردان غير فارس اضافه كرد . چرا كه از طرفى شاگرد،در ماده ى درسى املا هميشه مردد و دل نگران بود كه چه كند ؟ اينگونه كلمات را متصل بنويسد يا منفصل  ؟

و از طرف ديگر در امتحانات سرا سرى مثل كلاس پنجم يا ديپلم كه مصحح اوراق املائي   معلم مربوطه نبود،دادن نمره از طرف معلمان مصحح،مشربى،دلبخواهى وسرسرى بكار گرفته مى شد .

و چه شاگردانى كه چوب اين ندانم كاريها و سرسرى بازيها را نخوردند .

فرضا ً اگر معلم مصحح اوراق امتحانى،طرفدار متصل نوشتن اينگونه كلمات بود و شاگرد از معلمش بخطا منفصل نوشتن انها را ياد گرفته بود، در هر دو صورت چوبش را محصل بدبخت مى خورد . ..

 

2ــ تصفيه ى ( پالايش ! ) زبان فارسى از اصطلاحات ( واژگان ! ) زبانهاى بيگانه  !

 

معضل دومى را كه اقايان كارشناس براى شتاب دادن به عرابه ى اريامهرى براى رسيدن به دروازه ى تمدن بزرگ مى ديدند ، درو كردن اصطلاحات بيگانه ( بخوان عربى ) از زبان شيرين فارسى بود !

 

در اين مبحث نيز دو نظريه در كار بود. بعضيها بر اين اعتقاد بودند كه،هر چه سريع تر بهتر . اينان  هيسترى وار ( جنون اميـز ) به حذف كلمات عربى همت گماشتند و به جاى انها مفرداتى بى ريشه و پايه ى علمى،گوشخراش ،نا مأنوس و كلا ًغريبه ومضحك به طريقه اى ماليخوليائى نشاندند .

( و تا يادم نرود اين جمله ى معترضه را اينجا جا دهم : راستى اگرزبان فارسى انطور كه گفتند و همچنان مى گويند ،شيرين است. چه ضرورتى و اصرارى براى تغيير خلق الساعه اى ان مى بينند ؟ )

 

… مدتى را من به جاى خواندن كتب فارسى ، به خواندن كتب عربى مشغول شدم . اخيرا كتابى به زبان فارسى را براى مطالعه انتخاب كردم . با مرورى به چند صفحه ى اول،دچارسرگيجه اى عجيب شدم . با شك و ترديد  به جلد كتاب مراجعه كردم تا نام نويسنده را بخوانم كه مبادا  كتابى قرقيزى يا هندى يا پاكستانى را مى خوانم. نام نويسنده عبد الرحمن عالم بود و كتاب در طهران به چاپ رسيده بود .خلاصه بخودم نهيب دادم و به مطالعه ى دوباره پرداختم.هر سطرى را چهار و پنج بار مرور كردم،اما جز سردر گمى و گيجى چيزى عايدم نشد. با حسرت به شكوائيه ى  صمد بهرنگ حدود چهل و اندى سال پيش افتادم كه در كتاب “كند و كاو در مسائل تربيتى” نوشته بود: در نظام تربيتى ايران برنده ى اول ، شاگردان ” فارس زبان ” هستند .  نظر باينكه اين كودك درخانه و كاشانه به زبان مادريش صحبت كرده است . و كلماتى مثل اب و نان را قبلا  ياد گرفته . در كلاس درس، تعلیم و تعلم وى براى نوشتن اين كلمات اسانتر است از شاگرد ترك كه در منزل،زمانى  كه تشنه است ( سو ) مى طلبد و اگر گرسنه شد (چورك) مى گويد . اما در كلاس درس وقتى معلم،اين كلمات را اب و نان مى گويد،اولين صدمه ى روانى به وى دست مى دهد كه ايا معلم دروغ مى گويد يا پدرو مادر و فك و فاميل…  ؟؟

 

  …  بله ، صحبت از پژمردن يك برگ نيست !! بلكه صحبت از  نابرابرى فرصتهاى يادگيرى بين بچه فارسها و كودكان مظلوم و معصوم غير فارس است . صحبت از كابوس بى انتهائى ست كه وبال روح و جان اين كودكان بوده و هست تا توانائى مادى ومعنوى انان را در نطفه خفه كند و مانع پيشرفت انان شود  تا  به زبان وفولکلور و مثلها و متلها و فرهنگ و تاريخ  ابا اجدادى  پشت كنند و شوق و ذوق و استعداد و خاطره و مكنونات ياد گرفته اش را دفن كند  و  با زور و تزوير با زبانى الكن ، بى ريشه و مايه را جانشين كند …

و سالها بايد بدين منوال بگذرد تا بخود ايد و حسرت بهترين ايام عمر از دست رفته  را بخورد و لعنت ابدى را نثار دو رژیم  فاشيستى (شاهنشاهى ــ اخوندى ــ و [ نيز اپوزيسيون رنگ وارنگ ] ) دروغ گو  و خالى بندش  بكند !!  

 

اينجا كلماتى را كه در چهار،پنج صفحه ى كتابى  كه قصد خواندنش را داشتم و لقائش را به بقائش ترجيح دادم ( از خواندنش منصرف شدم ) ذكر مى كنم :

 

ايستار،رهيافت، درونداشت،كار ويژه،دانشواژه،فرهـّى،ساختار،برون دادها،خود حكومت رانى، پردازش،فرهيختگى،ريزش فكرى،بهينه،بهنجار كردن،چالش،ازادى كاركردى، توان يابى، گروههاى پيشه اى ،تك ساخت، غوغا سالارى ،يارانه ، پخشگر ، مكتب زيستانه و ….

 

   از جمله طرفداران حذف اصطلاحات بيگانه،اما مخالف تسريع جنون اميز امور،دكتر پرويز ناتل خانلرى،يكى از استادان معروف دانشگاهها در زبان و ادبيات فارسى ونيز يكى از بارزترين محققان اين رشته بود.وى استدلال كرد : كارى نكنيم كه زبان فارسى براى مردم كوچه و بازار، زبانى گنگ،غريبه، نا مأنوس و مضحك از اب در ايد..(وجاء شاهد ٌ من اهلهم )

 

واضافه كرد كه : اگر كلماتى را همچو،دايره ( گـِردك ) و ماليات ( باج ) و مستقيم (سيخك) ترجمه كنيم  جمله ى ” دايره ى  ماليات مستقيم”  چنين خواهد شد :  

” گردكى باجهاى سيخكى !!

 

بقلم: حميد عاشور

 

25 – 10 – 62008

أضف الى مفضلتك
  • del.icio.us
  • Digg
  • Facebook
  • Google
  • LinkedIn
  • Live
  • MySpace
  • StumbleUpon
  • Technorati
  • TwitThis
  • YahooMyWeb

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
التصنيفات : غير مصنف | أرسل الإدراج  |   دوّن الإدراج  


اكتب تعليــقك
الإسم الذي سيظهر على التعليق
مشتركي مكتوب
اسم آخر